تبليغاتX
Oleeeee...
سل نت
نیازمندیهای شهر اصفهان

www.EsafahanNiaz.com

+ نوشته شده در  Wed 16 Jul 2008ساعت 5:30 PM  توسط admin  | 

چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم
! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس
...

فدریکو گارسیا لورکا - Federico García Lorca
+ نوشته شده در  Sun 1 Jul 2007ساعت 5:7 PM  توسط admin  | 

  www.easylearning.ir  آموزش مجازی

+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 9:40 PM  توسط admin 

آموزش مجازی با مدرک بین المللی بیش از ۵۰۰ دروره در زمینه فناوری اطلاعات و کامپیوتر و مدیریت برای اطالاعات بیشتر به وب سایت  www.easylearning.ir   مراجعه کنید و یا ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 28 Mar 2007ساعت 11:2 AM  توسط admin  | 

 

آزادی یعنی آگاهی

شماره 1

شماره 2

 

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 0:4 AM  توسط admin  | 

۱۴ اسفند مبارک !

+ نوشته شده در  Wed 7 Mar 2007ساعت 1:38 AM  توسط admin 

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش می آید:

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه.

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.

4- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره .

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدام کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدهید؟

اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش قسمت ادامه مطلب را ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 31 Jan 2007ساعت 0:20 AM  توسط admin  | 

آهنگ

سکوت سرد برای دانلود اینجا کلیک کنید

دانلود اختصاصی ازKaveh-yaghmaei.Co.nr

متن آهنگ:      موزیک و تنظیم : کاوه یغمایی    سال انتشار:2007

حرف من، حرف خودم نيست حرف خاکه، حرف ريشس
حرف ديروز نديده، حرف فردا و هميشس
صحبت سکوت سرد آدماي توي قابه


حرف اين صورتکا نيست، حرف اون ور نقابه
حرف ترديد يه دسته ميون رفتن و موندن
بين خوابيدن تا ظهر يا دم سحر پريدن
يکی بايد بگه آخر من و تو کجاي کاريم
وسط يه راه روشن يا هنوزم توي غاريم
يکی بايد بگه آخر چرا رنگ ما پريده
چرا با اين همه عينک هيچ کسی ما رو نديده

 دانلود کنید با حجم حدود 2 مگا بایت      

 
+ نوشته شده در  Fri 12 Jan 2007ساعت 11:14 PM  توسط admin  | 

«طرح ملي ساماندهي سايت هاي اينترنتي» واكنش‌هاي وسيعي را در وبلاگستان برانگيخت كه اكثريت قريب به اتفاق آنها منفي و انتقادي بود. رضا ولي‌زاده، يكي از بلاگرهايي بود كه در وبلاگ خود به نام ايستگاه با نگاهي فني و تحليلي به اشكالات ساختاري اين طرح پرداخت. ولي‌زاده نوشت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 3 Jan 2007ساعت 9:44 PM  توسط admin  | 

اسیر

جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
جان سختیم نگر که فریبم نداده است
این بندگی که زندگیش نام کرده است
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر به من تنگنای ملال آور حیات
 آسوده یک نفس زده باشم حرام من
تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب
 می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
هر صبح و شام چهره نهان میکنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را

مشیری

+ نوشته شده در  Sat 30 Dec 2006ساعت 2:16 AM  توسط admin  | 

شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره              بچه بنداز آي خره!
                                                                         بچه بنداز آي خره!

گفته آقاي رييس زود بزان مردمشون                   يه قشون و دو قشون
جوجه‌كش‌خونه بشه كشورمون، چه محشره           بچه بنداز آي خره!

بشه جمعيت‌مون بيشتر از حد نصاب                    بي حساب و بي كتاب
سه قلو يا شيش‌قلو باشه كه ديگه بهتره               بچه بنداز آي خره!

نه! جلوگيري نكن، باز بذار بچه بياد                    زود بياد، خيلي زياد
تا نفوس همه‌مون بالا و بالاتر بره                      بچه بنداز آي خره!

اگرم كشور ما خشك و همه‌ش بيابونه                   دِ نگير تو بهونه
چون كه جمعيتمون از چين و ماچين كمتره            بچه بنداز آي خره!

با يكي و با دو تا نمي‌رسيم به پاي چين                تو بزا يك‌دو‌سه جين
تو بزن، چهل تا بزن، امرِ رييسِ كشوره               بچه بنداز آي خره!

اينه صنعت ماها كه نمي‌خواد كارِ زياد                  تو بزن فقط بياد
توليدش آسونه و صنعتشم معتبره                       بچه بنداز آي خره!

توي تكثير و كپي اوساي عالميم همه                   دو تا بچه آي كمه
توي جوجه‌كشي هم توليدمون ملي‌تره                  بچه بنداز آي خره!

گر چه مونديم چو خر توي گِلِ دو تاييش               آره والا خداييش
دو تا بچه كمه و شيش تا از اونم كمتره                بچه بنداز آي خره!

فكر آينده نكن، بذار به گردن خدا                        اونه جوركشِ شما
هيچ نگو بچه بايد چيكار كنه؟ كجا بره؟                بچه بنداز آي خره!

طاعت امر بكن، زود بپر روي عيال                     مابقيشو بي‌خيال
هيچ مپرس محصول كارِت دختره يا پسره             بچه بنداز آي خره!

تو نگو آتيه و آخر اين بچه چيه؟                        تو فقط بمال پيه
بي‌خيال، بچه بيار كه دنيا توي گذره                    بچه بنداز آي خره!

اعتياد و مرضم فت و فراوونه اگه                      تو بزن بست ديگه
خيل بيكارو فزون كن كه خودش پرثمره                بچه بنداز آي خره!

نه رفاه و نه صفا نيست كه نيست؟ خب به دَرَك!     تو بخور خرماخرك
هنوزم مردم ما توي صف شير و كره                  بچه بنداز آي خره!

خود ايشون مياد و نون همه جور مي‌كنه              همه رو كور مي‌كنه
توي سفره ميذاره نون و كباب و شاه‌تره               بچه بنداز آي خره!

زن بزا، بچه بزا، بچه‌ فراوون بيار                      دائماً توي ويار
زايمان يك كار ملي، ازديادش هنره                       بچه بنداز آي خره!

هر كسي مخالف كلام محمود بشه                      الهي دود بشه!
حرف اين نقطه رو تو گوش نكن، بي‌خبره             بچه بنداز آي خره!

واسه اين كه برسه شهر تو به حد نصاب              اينه پاسخ و جواب:
شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره              بچه بنداز آي خره!


+ نوشته شده در  Sun 17 Dec 2006ساعت 9:15 PM  توسط admin  | 

گاهی وقت ها
نمي دانم چرا اصلا زاده شدم ؟!
اگر من نبودم ، در اين دنيا ، چه چيزی کم بود ؟
آيا اصلا
هيچ تغييری احساس می شد؟
يعنی اگر بعد از اين
يک روز نباشم
کسی هوای مرا می کند ...؟
يا اشکی برايم سرازير می شود؟
يا حتی دلی به يادم می افتد؟
نمی دانم...
اگر من نبودم
شايد خدا يک بنده عاصی کمتر داشت
شايد کشورم يک آدم اضافی کمتر داشت
شايد هر ثانيه ای يک نفس کمتر از هوای زمين کم ميشد
شايد به اندازه حجمم ، روی زمين جا بيشتر بود
شايد به اندازه وزنم بار زمين سبک تر بود،
شايد ...
شايد جای برادرم در اتاق راحت تر بود
و حتی جای مردم در اتوبوس ،
يک نفر در کوچه های شهر
در کلاس، ....
کمتر بود
شايد... ؛ شايد اصلا همين که نباشم بهتر بود ...
اما بعد بيشتر که فکر می کنم
بيشتر که احساس می کنم
مي بينم که اگر من نبودم
بعضی روزها
" دلم" براي خودم تنگ مي شد
براي خودم گريه مي كرد
" دلم" براي خودم مي گرفت
اگر من نبودم
بعد " دلم" چه مي كرد؟

alihex.persianblog.com

+ نوشته شده در  Fri 15 Dec 2006ساعت 0:44 AM  توسط admin  | 

خوبی محمود احمدی نژاد

 

من نمی فهمم چرا عادت کرده ایم که همیشه نیمه خالی لیوان را ببینیم. محمود احمدی نژاد به راستی شالوده شکن قداست ریاست جمهوری است. فرض کنیم اگر به جای محمود احمدی نژاد یکی از متفکرین صاحب اندیشه ما بر کرسی تکیه می زد؛ مردم خود به خود دچار یک خود سانسوری یا رودربایستی قرار می گرفتند و دست از انتقاد می کشیدند.

 

مردم ایران تا آنجا که من دیده ام معمولا بین انتقاد و گلایه دوستانه بیشتر دومی را می پسندند به خصوص اگر مقام و منصب طرف، بالا باشد و یا از خورده احترامی برخوردار. در برخورد با محمد خاتمی - با همه سعه صدری که در وی سراغ داشتیم و داریم-  کمتر پیدا می شد کسی که از او انتقاد جدی داشته باشد. همه سعی می کردند در نهان گلایه کنند و تذکر شفاهی را به سمعش برسانند تا خاطر عاطر مکدر نشود.

 

حکایت محمود احمدی نژاد اما از نوع دیگر است. کوتاهی قد و چهره او، لحن صحبت عوامانه، فکاهی گوییهایی که با ماستمالی فردای معاونان همراه است؛ باب انتقاد را برای همه مفتوح باقی می گذارد و این امتیاز کمی نیست. همین که مردم می توانند ریاست جمهوری را به سخره بگیرند و برایش SMS بسازند امیدواری می دهد که این پاسخ خواهی ها فرهنگ انتقاد پذیری ما را تقویت خواهد کرد و کمک می کند به این که بفهمیم ریاست جمهوری و یا هر مقام حکومتی دیگر الهی نیست، خدایی نیست و همینطور مصون از خطا و اشتباه! توافقی بین مردم و یا گروهی از آنها صورت می گیرد تا فردی از میان خود آنها  برای مدتی اداره امور جاری مردم را بر عهده بگیرد. همین!دیگر تصویر کسی در ماه نیست، اسم کسی در کتاب نمی آید. یادتان هست که هاله نور تا مدتها نقل محافل بود و مایه استهزاء. هر چند که خود راوی پای بفشارد که نماینده و نائب است و... دیگر کسی باورش نمی شود.

 

منبع: mrokhsat.blogsky.com

+ نوشته شده در  Fri 8 Dec 2006ساعت 0:29 AM  توسط admin  | 

 

 

در طی بيست سال اخير اقتصاد جهانی به دلیل گسترش استفاده از کامپيوتر و افزايش دسترسی به اينترنت به عنوان يک شبکه ارتباطات عمومی، شديدا متحول شده است.

به همان نسبت که فعاليت های بازرگانی در دهه ۱۹۵۰ به تلفن و در نيمه دوم قرن ۱۹ به خط آهن وابسته بود، امروزه اين فعاليت ها به طور مستمر برپايه توانايی های شبکه های اينترنتی صورت می گيرد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 3 Dec 2006ساعت 0:21 AM  توسط admin  |