
۱۴ اسفند مبارک !
این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش می آید:
1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه.
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.
4- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره .
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدام کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدهید؟
اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش قسمت ادامه مطلب را ببینید.
سکوت سرد برای دانلود اینجا کلیک کنید
دانلود اختصاصی ازKaveh-yaghmaei.Co.nr
متن آهنگ: موزیک و تنظیم : کاوه یغمایی سال انتشار:2007
حرف من، حرف خودم نيست حرف خاکه، حرف ريشس
حرف ديروز نديده، حرف فردا و هميشس
صحبت سکوت سرد آدماي توي قابه

حرف اين صورتکا نيست، حرف اون ور نقابه
حرف ترديد يه دسته ميون رفتن و موندن
بين خوابيدن تا ظهر يا دم سحر پريدن
يکی بايد بگه آخر من و تو کجاي کاريم
وسط يه راه روشن يا هنوزم توي غاريم
يکی بايد بگه آخر چرا رنگ ما پريده
چرا با اين همه عينک هيچ کسی ما رو نديده
دانلود کنید با حجم حدود 2 مگا بایت
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
جان سختیم نگر که فریبم نداده است
این بندگی که زندگیش نام کرده است
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر به من تنگنای ملال آور حیات
آسوده یک نفس زده باشم حرام من
تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب
می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
هر صبح و شام چهره نهان میکنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را
مشیری
شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره بچه بنداز آي خره!
بچه بنداز آي خره!
گفته آقاي رييس زود بزان مردمشون يه قشون و دو قشون
جوجهكشخونه بشه كشورمون، چه محشره بچه بنداز آي خره!
بشه جمعيتمون بيشتر از حد نصاب بي حساب و بي كتاب
سه قلو يا شيشقلو باشه كه ديگه بهتره بچه بنداز آي خره!
نه! جلوگيري نكن، باز بذار بچه بياد زود بياد، خيلي زياد
تا نفوس همهمون بالا و بالاتر بره بچه بنداز آي خره!
اگرم كشور ما خشك و همهش بيابونه دِ نگير تو بهونه
چون كه جمعيتمون از چين و ماچين كمتره بچه بنداز آي خره!
با يكي و با دو تا نميرسيم به پاي چين تو بزا يكدوسه جين
تو بزن، چهل تا بزن، امرِ رييسِ كشوره بچه بنداز آي خره!
اينه صنعت ماها كه نميخواد كارِ زياد تو بزن فقط بياد
توليدش آسونه و صنعتشم معتبره بچه بنداز آي خره!
توي تكثير و كپي اوساي عالميم همه دو تا بچه آي كمه
توي جوجهكشي هم توليدمون مليتره بچه بنداز آي خره!
گر چه مونديم چو خر توي گِلِ دو تاييش آره والا خداييش
دو تا بچه كمه و شيش تا از اونم كمتره بچه بنداز آي خره!
فكر آينده نكن، بذار به گردن خدا اونه جوركشِ شما
هيچ نگو بچه بايد چيكار كنه؟ كجا بره؟ بچه بنداز آي خره!
طاعت امر بكن، زود بپر روي عيال مابقيشو بيخيال
هيچ مپرس محصول كارِت دختره يا پسره بچه بنداز آي خره!
تو نگو آتيه و آخر اين بچه چيه؟ تو فقط بمال پيه
بيخيال، بچه بيار كه دنيا توي گذره بچه بنداز آي خره!
اعتياد و مرضم فت و فراوونه اگه تو بزن بست ديگه
خيل بيكارو فزون كن كه خودش پرثمره بچه بنداز آي خره!
نه رفاه و نه صفا نيست كه نيست؟ خب به دَرَك! تو بخور خرماخرك
هنوزم مردم ما توي صف شير و كره بچه بنداز آي خره!
خود ايشون مياد و نون همه جور ميكنه همه رو كور ميكنه
توي سفره ميذاره نون و كباب و شاهتره بچه بنداز آي خره!
زن بزا، بچه بزا، بچه فراوون بيار دائماً توي ويار
زايمان يك كار ملي، ازديادش هنره بچه بنداز آي خره!
هر كسي مخالف كلام محمود بشه الهي دود بشه!
حرف اين نقطه رو تو گوش نكن، بيخبره بچه بنداز آي خره!
واسه اين كه برسه شهر تو به حد نصاب اينه پاسخ و جواب:
شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره بچه بنداز آي خره!
alihex.persianblog.com
|
خوبی محمود احمدی نژاد
| |
|
من نمی فهمم چرا عادت کرده ایم که همیشه نیمه خالی لیوان را ببینیم. محمود احمدی نژاد به راستی شالوده شکن قداست ریاست جمهوری است. فرض کنیم اگر به جای محمود احمدی نژاد یکی از متفکرین صاحب اندیشه ما بر کرسی تکیه می زد؛ مردم خود به خود دچار یک خود سانسوری یا رودربایستی قرار می گرفتند و دست از انتقاد می کشیدند.
مردم ایران تا آنجا که من دیده ام معمولا بین انتقاد و گلایه دوستانه بیشتر دومی را می پسندند به خصوص اگر مقام و منصب طرف، بالا باشد و یا از خورده احترامی برخوردار. در برخورد با محمد خاتمی - با همه سعه صدری که در وی سراغ داشتیم و داریم- کمتر پیدا می شد کسی که از او انتقاد جدی داشته باشد. همه سعی می کردند در نهان گلایه کنند و تذکر شفاهی را به سمعش برسانند تا خاطر عاطر مکدر نشود. حکایت محمود احمدی نژاد اما از نوع دیگر است. کوتاهی قد و چهره او، لحن صحبت عوامانه، فکاهی گوییهایی که با ماستمالی فردای معاونان همراه است؛ باب انتقاد را برای همه مفتوح باقی می گذارد و این امتیاز کمی نیست. همین که مردم می توانند ریاست جمهوری را به سخره بگیرند و برایش SMS بسازند امیدواری می دهد که این پاسخ خواهی ها فرهنگ انتقاد پذیری ما را تقویت خواهد کرد و کمک می کند به این که بفهمیم ریاست جمهوری و یا هر مقام حکومتی دیگر الهی نیست، خدایی نیست و همینطور مصون از خطا و اشتباه! توافقی بین مردم و یا گروهی از آنها صورت می گیرد تا فردی از میان خود آنها برای مدتی اداره امور جاری مردم را بر عهده بگیرد. همین!دیگر تصویر کسی در ماه نیست، اسم کسی در کتاب نمی آید. یادتان هست که هاله نور تا مدتها نقل محافل بود و مایه استهزاء. هر چند که خود راوی پای بفشارد که نماینده و نائب است و... دیگر کسی باورش نمی شود. |
|
| |
|
منبع: mrokhsat.blogsky.com |
در طی بيست سال اخير اقتصاد جهانی به دلیل گسترش استفاده از کامپيوتر و افزايش دسترسی به اينترنت به عنوان يک شبکه ارتباطات عمومی، شديدا متحول شده است.
به همان نسبت که فعاليت های بازرگانی در دهه ۱۹۵۰ به تلفن و در نيمه دوم قرن ۱۹ به خط آهن وابسته بود، امروزه اين فعاليت ها به طور مستمر برپايه توانايی های شبکه های اينترنتی صورت می گيرد